مرتضى راوندى

380

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بديعى به ميان آوردند ، بلكه زنجيرهاى خردگرايى را سراسر گسيختند . اردمان ( ERDMANN ) گفته است كه فلسفهء اسلامى پس از فارابى و ابن سينا رو به انحطاط رفته و از اين‌رو موجد شك‌گرايى و عرفان شده است . ولى « اردمان » نسبت به اين نكته غفلت ورزيده است كه مسلمين با نقد فلسفى ، خود از يكسو فلسفهء يونانى را رد ، و انكارگرايى اشعرى را ابداع كردند و از سوى ديگر به بازسازى فلسفهء ايران پرداختند . فلسفهء يونانى با ظهور نظامى كاملا ايرانى ، به ناتوانى گراييد و در مقابل فشار اشعريان و ساير جزم‌انديشان اسلامى فروافتاد . به بركت رهايى فكرى مسلمين ، شهاب الدين يحيى سهروردى ( متوفى در 587 هجرى ) پديد آمد و آهنگ ساختن فلسفه‌يى نو كرد . شهاب الدين ، يكسره از مفاهيم ديرينه چشم نپوشيد ، ولى به اقتضاى فكر اصيل ايرانى خود ، علىرغم تهديدات منتقدان تنگ‌نظر ، به استقلال انديشيد ، و در فلسفهء او سنن فكرى ايران باستان كه اندكى در آثار محمد زكرياى رازى و ابو حامد غزالى و اسماعيليان جلوه‌گر شده بود با فكر حكيمان و الهيّات اسلامى همساز گرديد . قتل شيخ اشراق شهاب الدين سهروردى كه بعدا به « شيخ اشراق مقتول » شهرت يافت نزد مجد الدين جبلى ، استاد فخر الدين رازى درس خواند ، و هنوز در بحبوحهء شباب بود ، كه سرآمد همهء حكيمان عالم اسلام شد . ملك الظاهر پسر سلطان صلاح الدين ايّوبى كه با ستايشى عظيم به دو مىنگريست ، او را نزد خود به حلب خواند . فيلسوف جوان در حلب عقايد خود را باز نمود . جزم‌انديشان خون‌آشام ، كه در همهء اقاليم و اعصار ، براى پوشانيدن ناتوانى فكرى خود ، به زور توسل جسته‌اند به او رشك بردند و به سلطان صلاح الدين نوشتند كه تعاليم سهروردى ، اسلام را به خطر مىاندازد و سركوبى او لازم است . سلطان خواست آنان برآورد ، سپس فيلسوف جوان ايرانى در سال سى و ششم عمر ، با آرامش ، به مرگ تن داد ، مرگى كه او را در زمرهء شهيدان حقيقت درآورد و به دو ، نامى جاويد بخشيد . امروز آن مردم ، آن مردم‌كشان و بسا مردم‌كشان ديگر مرده و پوسيده‌اند ، ولى فلسفه‌يى كه به بهاى جانى تمام شد ، همچنان زنده است و انبوه حقيقت‌جويان را به سوى خود مىكشد . سهروردى شخصيّتى ممتاز داشت ، از استقلال فكرى و قدرت تعميم و نظام‌پردازى برخوردار و از اينها بالاتر ، نسبت به سنن ايرانى وفادار بود . در مورد قضاياى مهم گوناگون ، با فلسفهء افلاطون درافتاد و فلسفهء ارسطو را صرفا مقدمهء نظام فلسفى خود